راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که نوشته شده فیلم های کامل     جیم کری  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جیم کری  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جیم کری  

دانلود فیلم فیلم سکسی هندی و چینی با جیم کری

 

 

داستان سکس علی با یه دختر بچه  

سلام من علی هستم و 20 سالمه ... میخواستم سكس خودم رو كه با یه دختر بچه بود رو واستون تعریف كنم ... 5 سال پیش یكی از فامیلای خیلی دورمون اومدن و تو كوچه ما یه خ.نه اجاره كردن و هر چند شب یك بار میو مدن خونه ما واسه مهمونی و شام و از این حرفها ... دو تا دختر دارن ... فاطمه كه 9 سال و مینا كه 5 سالش بود ... فاطمه خیلی بامزه و خوشكل بود و خیلی هم باهوش حرفهایی میزد كه من بلد نبودم ... یه روز كه خیلی هشری بودم فاطمه اومد خونمون تا با خاهرم بازی كنه . وقتی دیدمش به این فكر افتاذم كه باهاش یه حالی بكنم ولی نمیدونستم چطوری .. تا اون موقع با هیچ دختری حرف نزده بودم چه برسه به اینكه سكس كنم ... تو همین فكرا بودم كه یاد عكسای سكسیم افتادم و با هر بد بختی بو یه جوری كه كسی نفهمه صداش كردم و بردمش تو حیاط خلوت و بهش گفتم كه یه چیزی بهت نشون بدم به كسی نمیگی ؟‌ گفت نه ... من یه احساسی داشتم . نمی تونستم راحت نفس بكشم ... بعد بهش چند تا عكس زنهای لخت نشون دادم و اون یهو گفت اااا و بهد به من نگا كرد و یه خنده شیطنت آمیزی كرد و عكسا رو نگا كرد و من هم كسشو یكم مالیدم ... بعد از اون روز خیلی خونمون میو مد و هر وقتی كه میشد یا بهش عكس نشون میدادم یا كشس رو میمالیدم یا اون به كیرم دست میزد ... تا اینكه یكی از فامیلامون فوت كرد و پدر مادرم هم رفتند شهرستان و چون خواهرم تنها بود فاطمه اومد كه پیش اون باشه ... خواهرم حالش بد بود و گرفت خوابید و من و فاطمه هم با هم ور میرفتیم ... كنار هم دراز كشیدیم ... فاطمه شلوارش رو كشید پایین و من هم كیرم رو مالیدم به كسش تا آبم اومد و بعد بوسیدمش و پاشد رفت خونشون ... یه روز كه خونه ما كسی نبود تو كوچه دیدمش داشت بازی میكرد بهش یواشكی گفتم كه بیاد خونه ما و اونهم اومد و بهش گفتم كه بریم بالا تا كسی نیومده ولی اون گفت میان مارو میبینن بریم زیر زمین و من هم بردمش زیر زمین و یكم كه با كسش ور رفتم یاد حرفای یكی از دوستام كه یه فیلم سوپر دیده بود افتادم كه میگفت مرده كس زنه رو میلیسید و منم كسش رو لیسیدم ... اون جلوم وایساده بود و شلوارش رو كشیده بود پایین و من جلوش نشستم و لای كسش رو میلیسیدم ... خیلی با هال بود انگاری داشتم ژله لیس میزدم ... كسش خیلی كوچولو و با هال بود ... بعدش بهش گفتم كه رو میزی كه تو زیر زمین گزاشته بودیم خم بشه ... اونم بالا تنش رو رو میز گزاشت و پاهاش از میز آویزون بود ... نمیدونم چی شد كه به كیرم تف زدم و یهو بی مقدمه كردم تو كونش ... سركیرم كه رفت تو سرش رو آورد بالا و مستقیم جلو رو نگاه كرد و یه نفس عمیق كشید و یهو داد زد و گفت آآآآآآآییییییییی ... دستش رو آورد كه نزاره من بیشتر فورو كنم كه دستش رو گرفتم و یه كم دیگه فشار دادم كه جیقش بلند شد و زد زیر گریه و گفت ول كن دردم اومد كسافت و خاست از رو میز بلند شه كه كمرش رو فشار دادم و نزاشتم بلند بشه و كیرم و تا ته كردم تو و اون هم هی جیق میزد و گریه میكرد و من فقط كیرم رو كه تو كونش بود رو نگاه میكردم و عقب جولو میكردم و فاطمه هم گریه میكرد و میگفت ولم كن دردم میاد . به مامانت میگم و از این حرفا ... من حس كردم آبم داره میاد و موقع بیرون آوردن یه كمی آبم ریخت تو كونش و یه كمی هم لای پاش و بقیش هم ریخت رو زمین و من هم فاطمه رو ول كردم و داشتم كیرم رو تمیز میكردم ... وقتی برگشتم دیدم داره كونش رو میماله و منو مظلومانه نگا میكنه و آروم گریه میكنه .. بعد با گریه گفت دردم اومد . مگه نگفتم ولم كن . به مامانت میگم اذیتم كردی و زد زیر گریه و شلوارش رو كشید بالا و رفت بیرون ... همه اینا همش تو كمتر از 3 دقیقه طول كشید و من هنوز هم گیج بودم ... بعدش رفتم بیرون و یه چیزی خوردم و بعدش یادم نیست چی شد ... ولی دیگه فاطمه باهام حرف نزد و دیگه نكردمش ... به كسی هم چیزی نگفت !...... همین .......

خوش شانس 

یادمه سال 3 دبیرستان بودم آخر ادعا تو خلافی و کیر بودن ولیکن در عمل بچه مثبت خفن ! صبح زود بود واساده بودم منتظر تاکسی. اواسط دی ماه بود برف شدید داشت میومد دریغ از یه تاکسی که واسه ما حتی بوق بزنه (حالا اگه اون مسیرو نمیره کون لقش بگیم خیالمون راحت شه) آقا بعد نیم ساعتی که کس علاف واساده بودیم یه پاترول جلو پامون نیگر داشت . نیگا کردم دیدم توش یه دختر عند کس نیشسته . یه چشمک زد بهم و مام عینهو ندید پدیدا (که اون موقع بودیم ) پریدیم تو ماشین. عرضم به خدمتتون که اون موقعها مثل الانا نبود که هر کی سوار می شد یا سوار می کرد باستی کس بدی یا بکنی . بعضی وقتا با ماشین کس چرخ می زدن و لاس می زدن با همو بعدش اگه را داشت شماره تلفنی چیزی حالا از موضوع زیاد پرت نشیم ما نشستیم تو ماشین و سلام احوال پرسی و از این کس و شعرا یارو حداکثر 23-24 سالش بود. یادش بخیر عجب چیزی بود هنوز 5 دقیقه تو ماشین نبودیم که نه گذاشت و نه برداشت : اهل سکس هستی؟ مام که انمون پریده بود تو گلومون ، اومدیم کم نیاریم : آره خوشگله - پس بریم ؟ - بزن بریم جیـــــــــــــــــگر (همینجوری کشیده بخونینش) خلاصه رفتیم تو یکی از کوچه های جردن . دم خونشون نیگر داشت (حالا خونه مال کدوم بدبختی بود نمی دونم . خودش می گفت مال بابا ننشه . اونام رفتن فرنگستون) منو مستقیم بردتم تو اتاق خودش مانتوشو در آورد اومد خودشو چسبوند بهم جــــــــــــــــــــــــوووووون چه تن گرمی داشت پلیورشو در آورد زیرش یتاپ بنفش پوشیده بود وای عجب پستونایی داشت از روی تاپ و سوتینش می تونستم برجستگی و محکمی نوک پستوناشو ببینم یه جورایی پستونش گرد و سر بالا بود . مثل این جنده ها نبود آویزون باشه معلوم بود زیاد نمالیدنش ةیه دفعه شروع کرد ازم لب گرفتن ... خوبه این قسمتشو چند بار با مینو دوست دخترم تمرین کرده بودم دستامو از پشت گذاشتم رو باسنش جووووووووون گرد و قلنبه بود عجب حالی می داد . سعی کردم هر چی تو فیلما دیده بودمو اینجا نمایش بدم که سه نشم خودش یواش یواش دستشو آورد رو شلوارم خدایا کیرم داشت اون تو می ترکید دیگه ازسرما خبری نبود هر چی بود گرمای تنش بود و داغی لباش و کیرم که اون تو تقلا می کرد کلی ادا اطوار اوم تا زیپمو وا کردو کیرمو از رو شرت گرفت تو دستش واااااااااای داشتم از شدت هیجان سکته می کردم خدایا داشتم از فطرت و شدت و حدت هیجان سکته می کردم خداییش نمی دونستم باست چه گهی بخورم خودش ماشالله کار کشته بود گفت: هل کردی دیوونه ؟ میخوای کمکت کنم لختم کنی ؟ خدا چی بگم به این ؟ گفتم: تا حالا دختر به این خوشگلی ندیدم خندید . ای کاش نمی خندید . چه خنده جلفی بود با قیافش جور در نمیومد ... چه می دونم اون موقع اوقم گرفت تاپشو در آوردم بعد شلوارشو ااااااه نمی دونم این شلوارای تنگ چیه این زنا تن خودشون می کنن آدم عرقش در میاد تا درشون بیاره وااااااااای عجب پاهای خوش تراشی داشت یه گرم گوشت اضافی رو بدنش نبود ساق پای کشیده شیکم صاف صاف تو قسمت باسنش برجستگی داشت فقط با اون دو تا سینه مامانی و ناز که الآن دیگه با در آوردن تاپش آزادتر ده بود و می خورد تو چش می خواتم سوتینشو باز کنم دستمو بردم رو کمرش هرچی گشتم دگمهای گیرهای خدایا حداقل یه زیپ باشه سه نکن تو فیلما که همش اینجا بود ای کس ننت باز از اون خنده ها کرد گفت : امل جونم از جلو باز می شه یهنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم : پس زحمتشو بکش مثلا" به خیال خودم سه نشم که حالیم نی وای خودش زحمت اون رحمتو کشید تو هیچ فیلمی تا اون موقع همچین پستونایی ندیده بودم باورم نمی شد عجب خوشگل و نلز بودن بی اختیار دستمو بردم نوکشون رو کرفتم (بابا بچه مثبت چه جراتی) یه صداهای باحالی از خودش در می اورد که باعث می شد کیرم آتیش بگیره کم کم تو همون حالت خوابیدیم رو تخت من هنوز داشتم ازش لب می گرفتمو با پستوناش ور می رفتم اونم یه دستش رو کمرم بود اون یکیش تو شورتم داشت با کیرم بازی می کرد عجب مهارتی داشت خدائیش گفت تو نمی خوری؟ من خر فک کردم پستوناشو می گه ناشیانه کردم تو دهنم (باز از همون خنده ها) گفت دیوس گاز نزن اونو نگفتم کسمو میگم تا اون موقع فقط با بچه ها موقع شوخی کس می گفتیم یه زن بهم همچین حرفی نزده بود تا حالا سرخی صورتمو از خجالت خودم حس کردم یواش شروع کردم به بوسیدن سینه هاش اومدم پائین تا نافش پائین تر تو یه فیلمی دیده بودم پسره با دندوناس شورته طرفو در آورده همین کارو کردم باز اون صدا جــــــــــــــووووووووون خوشش اومده بود از نوک پاهاش شروع کردم ماچ کردن وای اون پاهاش اومودم رسیدم به کسش جون سفید سفید بود انگار بند انداخته باشن چه میدونم یا تمیز با اپیل لیدی پاک کرده باشه جون ...... اول با دستم باهاش ور رفتم ............... چه حالی می داد بعد خودش موهامو کشید محکم سرمو گرفت چپوند لاپاش وای خیس خیس بود یه بوی نازی هم میداد ... مثل بوی کرم مرطوب کننده با اسانس میوه تا جا داشتم خوردم کسشو هر حرکتی می کردم صداش بیشتر در میومد جراتم بیشر شد : تو هم می خوری ؟ گفت : نه امل ، مگه من جنده ام ؟ (پس چی بود؟ استغفرالله) گفت: یالله من دارم میام ای داد ، حالا چی کار کنم؟ 100000 تا فحش به خودم دادم تو دلم که چرا تا حالا انقد بچه ها خانم اوردن دعوتم کردن نرفتم شورتمو در آوردم خوابید رو کمرش پاهاشو آورد رو شونه هام نمی دونستم کیرمو کجاش بزارم خوشش بیاد با از اون خنده ها کرد گفت قربونت برم کوچولو جونم کیرمو تو یه اشاره گرفت دستش گذاشت سر دز کسش بقیشو دیده بودم کیرمو هل دادم تو با یه فشار نرفت تو عجب تنگ بود جوووووووووووووووووووون تا ته کردم توش با هر بار عقب و جلو کیرم می خورد ته کسش یه جیغ کوچولو میزد محکم کمرمو چسبیده بود وای خدا عجب حالی داد حس کردم آبم داره میاد تا اون موقع عم خیلی زور زده بودم تا نیاد انگاری خودشم فهمید گفت اون تو نریزی کوچولو گفتم پس بیام تو دهنت؟ (من اوسکول اینارو فقط تو فیلما دیده بودم) گفت نه ااااااااااه کیرمو کشید بیرون گرفت دستش یه تکون به نوکش داد آبم همش ریخت رو شیکمش و اون پستونای خوشگلش تا اون موقع آبم انقد نیومده بود خدا تا 2 ساعت از شدت کمر درد تو بغلش دراز کشیم بعدش رفتیم با هم دوش گرفتیم یهو گفت : خب بچه جون آخر داستان بزن به چاک دیگه من خر : باشه ، چقد می شه ؟ - یه لب گنده (باز از اون خنده ها) وای خدا من چقد خرم ................ باز گند زدم یه لب 10 دقیقه ازش گرفتم رفت بیرون اتاق منم لباسامو پوشیدم و اومدم بیرون از خونه عجب چیزی بود لاذهب هنوز مزش زیر زبونمه

سلام اسم من لیلاست و بیست سالمه تازه ترم دوم دانشگاهم من تا پارسال تجربه سک س نداشتم ولی دوست ناباب تا دلتون بخواد اونا همیشه منو تشویق میکردن اما وقتی میدیدند فایده ای نداره مسخرم میکردنو میگفتن املم راستش من از رابطه با جنس مخالف میترسیدم بیشتر دوست داشتم با یکی دوتا از بچه ها که خیلی هم خوشگلو خوش هیکل بودن یه حالی بکنم زهره و راحله تو کلاس واقعا زبونزد بودن ولی زهره خیلی خودشو میگرفتو زیادی مغرور بود من تو کف راحله بودم که البته ما بهش میگفتیم راحی یروز من ضعف چشممو بهونه کردم و جامو با مرضیه که پیش راحی مینشست عوض کردم راحی واقعا دختر نازی بود خوش اخلاق بودوباحال سه روزه شدیم رفیق فابریک هم و ازم خواست جمعه باهم باشیم منم بعد یکم ناز کردن قبول کردم خلاصه جمعه صبح رفتم در خونشون یه تکزنگ زدم که بیاد پایین ولی وقتی اومد باورم نمیشد این همون راحله توی مدرسه باشه راحله همینجوریشم از پسرا دل میبرد چه برسه با اون آرایشو مانتو و شلوار تنگ تا منو دید خندید گفت میخوای بریم کلاس تقویتی منم بیخودی گفتم دیروز بعد از مدرسه کسی خونه نبود و منم کلید نداشتم رفتم خونه عموم تاصبح موندمو کلی دروغ دیگه خلاصه راحله گفت بیا تو لباساتو عوض کن لباسامو که در آوردم یه حالی بودم دوست داشتم راحی بیادو یه حالی بهم بده ولی روم نشد حرفی بزنم یه چندتا لباس اورد منم کم نزاشتمو زننده تریناشو برداشتم راحله گفت خوش سلیقه هم که هستی لباسارو پوشیدمو رفتیم بیرون ماشینی نبود که برامون بوق نزنه و ترمز نکنه متلکم تا دلتون بخواد یه دوسه باری هم تو پارکو خیابون دست زیر پام رفت ظهر که شد رفتیم رستوران ناهار بخوریم من داشتم دیوونه میشدم :راحله, بوق ماشینا, حرف پسرا حتی لباسایی که تن خودم بود حشریم میکرد وسطای غذا خوردن زدم به سیم آخر گفتم راحی تو همیشه اینجوری میای بیرون گفت خب آره گفتم از تیکه هایی که پسرا بهت میندازن ناراحت نمیشی یه خنده ی شیطونی کرد گفت اتفاقا بعضی وقتا خوشمم میاد گفتم نکنه اینهمه برات بوق میزنن تا حالا سوارم شدی که گفت نه بابا من اینکاره نیستم گفتم پس چیکار میکنی یه نگاهی بهم انداختو زد زیر خنده منم یکم خجالت کشیدم گفت یه چیزی بپرسم جون بابات راستشو میگی گفتم آره گفت تو کفی؟ همینطور که داشتم سرخ میشدم گفتم نه بابا ولمون کن اما راحله ول کن نبود که این مسایل واسه همه هستو طبیعیه وازاین حرفا آخر سرم گفت قسمت دادم دیگه هم نمیپرسم راستشو بگو منم ترسیدم واقعا دیگه نپرسه گفتم آخه مال من غیر طبیعیه من از پسرا میترسم ولی دوست دارم ارضا شم حرفمو قطع کرد که سینما رو بیخیال و بریم خونشون یه تاکسی گرفتیمو یه راست رفتیم خونه تا رسیدیم راحله لباساشو در آورد واومد سراغ من مانتو و شلوارمو در آورد وسوتینمو زد بالا افتاد به جون سینه هام حالا بخور کی نخور شرتمو در آوردمو اونم معنی کارمو فهمید رفت پایینتر تارسید به نانازم شروع کرد به خوردن من تو فضا بودم یدفعه ضعف رفتم گفتم بسه بسه ولی راحله انگار نه انگار با ولع داشت میخوردیدفعه نفهمیدم چی شد یه جیغ کوچولو زدمو بیحال افتادم رو تخت راحله اومد پیشم بغلش کردمو بوسیدمش گفت میخوای بخوابی گفتم پس تو چی ؟ گفت غصه منو نخور من همچینم مجرد نیستم خواب از سرم پرید گفتم نامزد داری؟ گفت نه بابا خیلی کنجکاو شدم گفتم جون هر کی دوست داری بگو اونم خندید وگفت خب یه وقتایی با داداشم آره من داشتم شاخ در میاوردم که راحله ازم خواست دیگه چیزی نپرسم من تو همین فکرا خوابم برد نمیدونم چقدر خواب بودم ولی یهو حس کردم یکی داره با کونم ور میره سریع برگشتمو با دیدن راحله و داداشش تا مرز سکته رفتم خیلی ترسیده بودم گفتم داری چیکار میکنی راحله گفت از چی میترسی این داداشمه نمیدونم چرا ولی یهو زدم زیر گریه و گفتم خیلی کثافتی راحله میخواستم برم سراغ لباسام که راحله جلومو گرفت گفت لیلا من خواستم رامین بیاد الانم اگه بگم میره فقط میخواستم ترست بریزه و فکر نمیکردم تا اینحد ناراحت بشی و اینحرفا منم راستش بیشتر خجالت میکشیدم تا اینکه ناراحت باشم آخه تا اونروز جلو دخترام لخت لخت نبودم راحله که دید من یکم آروم شدم گفت ترس که نداره نه اجباری هستو نه کسی متوجه میشه حالام اگه میخوای بگم رامین بره من یه نگاهی به این آقارامین که تا اونموقع حرفی نزده بود انداختم بیچاره انگار بیشتر از من ترسیده بود چیزشم مثل اول سیخ نبودو شل شده بود رامین خیلی مظلومانه گفت برم بیرون؟ نمیدونم چرا یهو خندم گرفت راحی هم که انگار منتظر همین بود منو هول داد رو تختو گفت بیا رامین بوسش کنو از تو دلش دربیار آقارامینم اومو بوس کوچولوش تبدیل به یه لب گنده شد بعد رفت روی سینه هام سینه هام به اندازه مال راحله نبود ولی خوش فرم بود راحله داشت اون پایین واسم میخورد که یهو دستمو گرفتو گذاشت رو کیر آقاداداشش وای که چقدر اون روز تجارب جدید کسب میکردم کیر رامین سفتتر شد برام جالب بود داشتم نگاش میکردم که رامین ازم پرسید دوسش داری با خنده گفتم چه جوری یهو سفت میشه ؟ رامینم گفت خب سینه های توهم یکم سفتتر شده راحله که حوصلش سر رفته بود پاهامو باز کرد و اورد بالا اول ترسیدم بخواد سراغ کسم بره اما انگشتشو رو سوراخ کونم حس کردم که میخواست فشار بده تو گفتم راحی خشکه که رامین پرید از رو میز توالت زل موهاشو اورد راحی گفت لیلا برگرد برگشتمو کونمو دادم بالا نمیدونید چه حسی داشتم دوست داشتم راحله دستشو تا آرنج بکنه تو ولی تحمل انگشتشم نداشتم راحله آروم انگشتشو تو میکرد میخواستم ناله کنم ولی روم نمیشد یدفعه رامین محکم با دست زد رو قنبلمو یه گاز گنده ازش گرفت من دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم بلند بلند آخ اوف میکردم که رامین اومد جلومو کیرشو گرفت جلوم ساک زدنو تو فیلما دیده بودم بخصوص اینکه رامینم تازه از حموم اومده بودو تر و تازه بود بدم نیومد واسش بخورم کیرشو کردم تودهنم زیاد بلد نبودم خود رامین شروع کرد به عقبو جلو کردن راحله همینطورکه داشت با سوراخ کونم ور میرفت یهو دیوونه شدو گفت رامین بیا بکن اینتو رامین پرید رفت پشتم خیلی دوست داشتم صحنه ورود کیرشو ببینم ولی حیف نمیتونستم داشتم میمردم از صدای راحی که میگفت زود باش رامین زودباش بکنش جر بده سوراخشو رامین سر کیرشو داشت تنظیم میکرد منم داشتم لحظه شماری میکردم کیر رامین خیلی بزرگ نبود ولی برا منی که دو بند انگشتو نمیتونستم تحمل کنم خیلی بود یدفعه رامین همه کیرشو فرو کرد توم من جیغ میزدم که تورو خدا آروم پارم کردی راحله هم خودشو میمالیو میگفت محکم محکمتر بکنش رامینم که انگار از خواهرش بیشتر حرف شنوی داشت محکمتر فر میکرد هر چند لحظه یه بارهم محکم میزد رو قنبلام باهمه ی دردی که داشت من از بس حشری بودم لذت میبردم سرمو گذاشتم رو بالشو محکم گازش میگرفتم یدستمم گذاشتم رو کسمو شروع کردم به مالیدنش که یهو مورمورم شدوانگار تو دلم لرزید رامینم شروع کرد به داد زدنو آبش اومد نصفشو ریخته بود تو وبقیه شو ریخت رو کمرم منم برگشتمو وقتی آبشو رو کمرم دیدم خیلی خوشم اومد دمرو افتادم روتختو رامینم افتاد روم راحله هم خوابید کنارمو منو بوسید بعد از چند دقیقه هر سه از هم تشکر کردیمو یکی یکی رفتیم حموم تا برای روزای دیگه قرار بزاریم

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 بهمن 1388    | توسط: koskosha koskosha    |    |
نظرات()